هنر اکونومیکس

میرزاده عشقی اولین چکاد رمانتیسم در ایران        

توفیق اقتصادی :میرزادة عشقی در سال 1312 ق در همدان متولّد شد. از اوان کودکی در تهران سکنی گزید و در مدارس فرانسوی زبان آن زمان، زبان فرانسه را فراگرفت. مدتی نیز در ترکیه ساکن بود و از طریق فضای فرهنگی و علمی آن کشور با ادبیات جدید ترکیه و اروپا آشنا شد.

به گزارش پایگاه خبری توفیق اقتصادی ،عشقی به دلیل جوانی از روحیه‌ای سخت انقلابی برخوردار بود که گاهی به مرحلة اغتشاش و آنارشی کشیده می‌شد: «عشقی همچون انقلابیون سرسخت فرانسوی فریاد می‌زد: ما نمی‌ترسیم، ما مرگ را حقیر می‌شماریم، ما میل داریم که در راه وظیفه کشته شویم، به شهادت برسیم، این منتهای آمال ما و رفقای ما خواهد بود» (جعفری، 101:1386). وی از جمله شعرا و نویسندگانی است که هم به سبب حضور نسبتاً طولانی خود در ترکیه در جریان مهاجرت رجال سیاسی- فرهنگی ایران به آن سامان در جنگ جهانی اول و هم به سبب آشنایی که با زبان فرانسه داشت با قالب‌ها و مفاهیم رمانتیسم آشنا شد و آنها را با داعیة نوگرایی در شعر فارسی در آفرینش‌های ادبی خود متجلّی ساخت. ذهن خلاّق، سنّت ستیز و نوآور میرزادة عشقی هم در بروز جلوه‌های رمانتیک آثار او بی‌تأثیر نبوده است؛ چرا که نوآوری و خلاّقیت هم از سر چشمه‌های رمانتیسم به شمار می‌آید و “از یک نظر همة نوشته های خلاّق تا حدودی رمانتیک هستند و از همین روست که این صفت را می‌توان به یکسان هم به شکسپیر اطلاق کرد و هم به دانته و سروانتس” (فورست، 1375: 19).

نفیسی دربارة تندخویی و تندزبانی میرزادة عشقی می‌ نویسد: «گاهی قطعاتی را که در هجو این و آن می‌گفت بسیار دل‌آزار، تند و بی‌باکانه بود، کسانی که این اشعار به سودشان بود آنها را به دست گرفته و در شهر

می‌گرداندند و ناچار آن کسی که مورد آزار عشقی قرار گرفته بود سخت می‌رنجید. گاهی هم که اشعار بلندی از طبع او می‌ترواید و معروف می‌شد، نمی‌توانست این ناسازگاری‌های وی را جبران کند، می‌توان گفت هنر او به هدر می‌رفت.  من از میان سخن سرایان این دوره تاکنون کسی را ندیده‌ام که هنر خویشتن را به اینگونه حرام کرده باشد» (عشقی،85:1350). میرزادة عشقی سرانجام در اواخر خرداد 1303 هجری شمسی به ضرب گلوله به قتل رسید و به این ترتیب «نخستین آدم‌کشی تمام عیار در نامة اعمال باند نظامیان کودتای سوم اسفند و خاندان پهلوی ثبت شد» (قائد، 13:1377).

 

  ویژگی‌های بارز اشعار عشقی

جلوه‌های بدیع خیال پردازی، رویکردهای نوگرایانه و زبان تند هجاگوی میرزادة عشقی  ویژگی‌های بارز اشعار اوست که ماندگاری و نفاذ اجتماعی و ادبی آنها را تضمین کرده است. «عشقی یکی از بلندترین صداهایی است که علیرغم مرگ زود هنگامش طی سالیان پس از آن همچنان با شعرهای رمانتیک و زبان هجا گویش، طنین انداز ماند» (قائد،1377 :15). هر چند بسیاری از محقّقان، افسانة نیما یوشیج را سرآغاز جلوه‌گری رمانتیسم در ادبیات ایران بر میشمارند (جعفری. 70:1386)؛ امّا اشعار رمانتیک میرزادة عشقی، هم از نظر تقدّم و هم از نظر بسامد و انبوهی مفاهیم و جلوه‌های رمانتیسم گوی سبقت را در این میدان از نیما ربوده است. اشعار نیما بعد از جرقه‌های روشنی بخش رمانتیسم که در افسانة او به ظهور پیوست دیگر کمتر از دامنه‌های مه آلود رمانتیسم عبور می‌کند و اغلب در جاده‌های ­سنگلاخ ­و البته ­پرجلوة تصاویر و مفاهیم رئالیستی به مسیر خود ادامه می‌دهد. گفته می‌شود میرزادة عشقی در آفرینش پاره‌ای از آثار رمانتیک خود از جمله در منظومة «ایده آل، یا سه تابلوی عشقی» تحت تأثیر فضای رمانتیک منظومة «افسانه» قرار داشته است. پر بیراه نیست، خصوصاً می‌دانیم که نیما منظومة خود را در روزنامة قرن بیستم منتشر کرده که میرزادة عشقی از گردانندگان و قلم‌زنان آن بوده و از این رهگذر به یقین از اولین خوانندگان منظومة زیبای افسانه به شمار می‌آمده است. به هر حال میرزادة عشقی اگر در سرودن منظومة ایده‌آل تحت تأثیر نیما یوشیج بوده باشد هم به سبب فضل تقدّم و هم به سبب آثار متعدد رمانتیک نمی‌توان اثر گذاری نیما یوشیج را تنها موجد روح رمانتیک در آثار او دانست. به هر حال منظومة «ایده‌آل یا سه تابلوی مریم» مهمترین جلوه‌گاه رمانتیسم در اشعار میرزادة عشقی است. این منظومه از جمله زیباترین آثار میرزادة عشقی است که شاخص‌های نوگرایانه و رمانیتک روش ادبی او را باز نموده است. «ایده‌آل نوترین و جدّی‌ترین شعر نمایشی عشقی است که شاید در مجموع به اندازة تمامی اشعار وی مقام و موقعیّت شاعری او را در میان نسل نو روزگار خود نامبردار کرده باشد» (یاحقی،73:1367). این منظومه «شامل تمام ایده‌هایی است که او (عشقی) در نوگرایی داشته است» (زرقانی، 1387 : 127). نگرش و رویکرد ادبی نوین میرزادة عشقی که دانسته یا ندانسته بر شالودة ارزش‌ها و عناصر رمانتیسم استوار شده است با منظومة زیبای «ایده آل» آغاز می‌شود که خود عشقی آن را انقلابی در ادبیات می‌شمرده است، چنانکه در مقدمة آن می‌نویسد: «من شروع کرده‌ام به شکل نوظهوری افکار شاعرانه را به نظم در آورم و پیش خود خیال کرده‌ام که انقلاب ادبیات زبان فارسی با این اقدام انجام خواهد گرفت» (عشقی،1350 :173).

هر چند که مقولة مکتب‌های ادبی امری مربوط به ممالک اروپایی است، مقیاس‌ها و معیارهای مطرح شده در این مکتب‌ها اکنون به یک امر جهانی تبدیل شده است و همانطور که جریان‌های علم و فن آوری با منشاء غرب مناطق وسیعی از جهان از جمله مشرق زمین را در می نوردد، خواهی نخواهی جریان‌های فرهنگی نیز چنین سیطره‌ای را برای خود رقم زده‌اند. هر چند که این قضیه را می‌توان در چهار چوب معادلات و مبادلات فرهنگی نیز ارزیابی کرد؛ چرا که علم و فرهنگ حد و مرز جغرافیایی نمی‌شناسد ، یکی از ریشه‌ها و سرچشمه‌های رمانتیسم مربوط به مشرق زمین و مشخصاً ایران است. بروز جلوه‌های رمانتیسم در ادبیات ایران با بسامد معنی دار از اوایل دوران مشروطه آغاز شده است. جلوه‌های رمانتیسم هر چند که در اشعار شاعرانی مثل نیما یوشیج، عارف قزوینی و ایرج میرزا هم وجود دارد؛ ولی در اشعار میرزادة عشقی به اوج خود رسیده است. رمانتیسم میرزادة عشقی یک رمانتیسم اجتماعی است اگر هم حدیث نفسی در منظومه‌های او میان آمده است مقدمه‌ای برای طرح مسأله‌ای اجتماعی است. میرزادة عشقی در اشعار غیر رمانتیک خود شاعری متوسط و حتی پایین‌تر از آن است و می‌توان گفت، نبوغ شعری او در پرتو تأثیرات رمانتیسم درخشش یافته است.

نویسندگان :فاطمه مدرسی؛ علی صمدی

 

نوشته های مرتبط