هنراکونومیکس:در اندیشهٔ مارکس و انگلس، هنر پدیدهای معلق در جهان ذهنیات نیست؛ به جهان مادی، به مناسبات قدرت، به سازمان کار و به زیستجهان اجتماعی انسان گره خورده است. این زیستجهان—به زبان امروز، شبکهٔ تجربههای جمعی و ساختارهای اجتماعیای که فرد در آن زندگی میکند—مبنای شکلگیری تخیل هنری نیز هست. هنر، در نگاه آنان، محصول […]


