روایت دیزاین و کنشگری بالنده هنر در عرصه اجتماعی
هنراکونومیکس:در یکی از مهمترین نشستهای هفته دیزاین تهران در دانشگاه هنر ایران، در روز شنبه 24 آبانماه ، پنل «دیزاین و توسعه» با حضور مهران هاشمی، شکوفه میرزارضی، شادی عظیمی و آیدین مهدیزاده تهرانی در دانشگاه هنر ایران برگزار شد؛ نشستی که بهواسطه طرح مباحث نظری عمیق، روایتهای تجربی و نقدهای صریح از وضعیت کنونی طراحی در ایران با استقبال شرکتکنندگان همراه شد.
به گزارش صفحه خبری اقتصاد هنر توفیق اقتصادی،محور اصلی گفتوگو، نسبت میان دیزاین، تحول اجتماعی و نقش طراح در بالندگی جامعه بود؛ نسبتی که سخنرانان تأکید کردند امروز دیگر «انتخابی» نیست، بلکه الزامی برای ادامه حیات طراحی در جهان معاصر است.
آیدین مهدیزاده تهرانی، مدیر کل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دانشآموخته دکترای برنامه ریزی آموزشی و درسی و طراح صنعتی، با نگاهی تاریخی و تحلیلی بحث را آغاز کرد و گفت بسیاری از سوءتفاهمهای موجود درباره مسئولیت اجتماعی طراح، از «برداشت نادرست» ما از مفهوم توسعه آغاز میشود.
او توضیح داد: «توسعه یک مفهوم مثبت است، اما ما آن را بیشتر در معنای فیزیکی و عمرانی آن میشنویم. شاید بهترین واژه به عنوان معادل Development، «بالندگی» است؛ بالندگی یعنی رشد چندبعدی. توسعه وقتی اتفاق میافتد که انسان، فرهنگ، اقتصاد و محیطزیست همه و همه با هم رشد کنند.»
مهدیزاده سپس از تجربه ورود خود به عرصه طراحی صنعتی در دهه 7۰ یاد کرد و با زبانی صریح از «مقاومت اجتماعی» نسبت به طراحی گفت:«در آن دوره بخش زیادی از توان ما صرف توضیح این میشد که طراحی صنعتی چیست. جامعه آمادگی نداشت. این مقاومت به ما نشان داد که اگر ذهن جامعه آماده تغییر نباشد، طراحی دیده نمیشود. شما بهترین طرح را در معرض دید میگذارید، اما نهایتاً دیده نمیشود اگر دیده هم شود انکار میشود.»
این جمله، روایت او از ماجرای مجسمه نصب شده در باغ فردوس تهران بود که مردم از آن به جای سطحی برای گذاشتن لیوان استفاده میکردند؛ رفتاری که او آن را نشانه «نبود گفتمان اجتماعی تغییر» دانست.
وی تأکید کرد:«ما تصور میکنیم جامعه را تغییر میدهیم؛ اما حقیقت این است که جامعه ما را تغییر میدهد. طراح اگر زبان جامعه را نفهمد، طراحیاش طرد خواهد شد، لذا ما طراحی نمیکنیم که جامعه را تغییر دهیم بلکه جامعه را تغییر میدهیم تا بتوانیم برایش طراحی کنیم».
مهدیزاده در بخش دیگری از سخنانش از رابطه تاریخی هنر و طراحی سخن گفت و یادآور شد که هنر بارها در طول تاریخ توسط رشتههای دیگر پشتیبانی شده است: «در رنسانس، معماری به دنبال نجات هنر بود. در انقلاب صنعتی، مهندسان چنین نقشی داشتند. امروز زمان آن رسیده که طراحان صنعتی ارزش هنر را دوباره در متن جامعه یادآوری کنند.»
«امروز روزگار راهحلهای ادایی و تافته جدا بافته بودن هنر از متن زندگی مردم مرده است، راه حل های رنسانسی و معمارانه برای آشتی هنر و مردم گذشته است، امروز این طراحان هستند که هنر را به اتاق نشیمن و متن زندگی مردم دعوت میکنند. علاج در مردم است!».
شادی عظیمی از دیگر سخنرانان این رویداد هنری با اشاره به مطالعات میدانی خود در محلههای شهری، طراحی را «سلاح تغییر» خواند، بهشرط آنکه طراح به زبان رفتار مردم مجهز باشد. او گفت: «ما نمیتوانیم برای مردم زندگی طراحی کنیم، بدون اینکه با آنها زندگی کرده باشیم. طراحی اجتماعی از فاصله دور ممکن نیست.» او با اشاره به نیاز به تغییر برای پیشبرد طرح های توسعه محور، از آن به عنوان یک نیاز عمیق اجتماعی یاد کرد.
این طراح صنعتی و فعال اجتماعی از پیوند و بی مرزی طراحی و تغییر اجتماعی سخن گفت: «مرزی میان تغییر و تحول اجتماعی و طراحی وجود ندارد. قطعاً هدف از طراحی ایجاد تغییر است، تغییر یک فرم تا تغییر سرنوشت یک انسان همه و همه هدف فرایند طراحی است».
شکوفه میرزارضی نیز با اشاره به چالشهای طراحی برای گروههای کمبرخوردار، بر مسئولیت اخلاقی طراح تأکید کرد: «طراحی اگر نتواند نابرابری را کاهش دهد، خود به بخشی از مسئله تبدیل میشود. مسئولیت اجتماعی یعنی اینکه طراح بپرسد: محصول من چه تغییری در زندگی ضعفیفترینِ کاربران ایجاد میکند؟» او در ادامه با اشاره به نقش کلیدی موضوع «دلپذیری» در طراحی از جامعه طراحان خواست تا این شاه کلید بنیادین را در ایجاد طرحهای مؤثرتر جدی بگیرند. موضوعی که اگر از هر صورت مساله طراحی حذف شود جامعه مخاطب ارتباطش را با آن از دست خواهد داد.
میرزا رضی، نقش «دلپذیری» را در طراحی بسیار بنیادی دانست و گفت: «طراحی اگر دلپذیر نباشد، عقیم میماند. دلپذیری فقط زیبایی نیست؛ توانایی ایجاد رابطه عاطفی و ذهنی با مردم است. هیچ مداخله اجتماعی بدون دلپذیری ماندگار نمیشود.»
مهران هاشمی، دیگر سخنران و مدیر نشست، طراحی را فرآیندی «منظم» معرفی کرد. او با معرفی فرایند طراحی به چهارچوبی از تعریف دوباره و دوباره نظم به الگوهای تازه ای اشاره کرد که می بایست خلق شوند تا الگوهای کهنه و تاریخ گذشته را کنار بگذارند. او الگوهای مؤثر را الگوهایی خلاق و در عین حال مسئولانه معرفی کرد که می کوشند آن دلپذیری را به زندگی انسانی وارد کنند که پیشاپیش در گفتگوی شکوفه میرزارضی به آن اشاره شده بود. چنین تغییراتی بدون تسلط بر حوزههای دانش در اطراف موضوع طراحی امکان پذیر نخواهد بود.
هاشمی با اشاره به رابطه عمیق بین آگاهی مسئولانه و خلاقیت طراحانه برای دست پیدا کردن به موافقت اجتماعی در مورد الگوهای جدید، کل این فرایند را یک فرایند طراحی مؤثر دانست. او گفت: «شاید بهترین صفت برای توصیف طراح، ویرانگری باشد. ممکن نیست که طراحی به نظمی برسد و از خود نپرسد اگر من به جای ناظم آن بودم چه میکردم. چه چیز را تغییر میدادم. لذا هسته تفکر طراحی همین ویرانگری است چرا که طراحان به واقع برترین ویرانگران نظمهای کهنه هستند اما همه این موضوع در یک چهارچوب مسئولانه محقق میشود. مسئولیت نسبت به محصول، اقتصاد، محیطزیست و مردم»
مهران هاشمی در مقام جمعبندی بحث مخاطبان و طراحان را به نوعی از تخصص و تعهد توامان دعوت کرد تا با بتوانند با جسارت تام الگوهای تازه را مدام تعریف کنند تا از دل آن نظمی نوین شکوفا شود. این را نویدی دانست که هفته دیزاین سال آینده را متفاوت تر از همیشه خواهد کرد.
در پایان نشست، شرکتکنندگان با طرح پرسشهایی درباره نقش طراحی در آموزش، فضای عمومی و فرهنگسازی، بحث را به سمت کاربردهای ملموس هدایت کردند.
این نشست بخشی از برنامههای هفته دیزاین تهران بود که امسال با برگزاری رویدادهای متنوع در بیش از ۴۰ نقطه شهر، تلاش کرده است دیزاین را به موضوعی عمومی و قابل لمس برای شهروندان تبدیل کند؛ تلاشی که سخنرانان پنل «دیزاین و توسعه» نیز آن را گامی ضروری برای بالندگی طراحی و جامعه دانستند.


