زندگی هنرمند اثری هنری است؛ نوعی زیستن در شعر
هنر اکونومیکس :در سنت رمانتیک آلمان، «هنر» صرفاً فعالیتی برای تولید اثر نیست، بلکه شیوهای از زیستن است.از نگاه هایدگر:” زیستن هنرمند خود شعر است،و اثرش تداوم همان زیستن شاعرانه.”
به گزارش صفخه خبری اقتصاد هنر توفیق اقتصادی ،رمانتیکها جهان را نه با منطق سرد عقل، بلکه از مسیر تخیل، شهود و احساس درک میکردند. آنان معتقد بودند که حقیقت در زیبایی پنهان است، و هنرمند تنها کسی است که میتواند از این پرده عبور کند. از همینرو، زندگی هنرمند برای آنان چیزی بیش از زیست روزمره بود؛ نوعی اثر هنری در حال تکوین، یا به تعبیر نوالیس، «زیستن در شعر».
هنرمند بهمثابه خالق، نه مقلد
از قرن هجدهم به بعد، با ظهور رمانتیسم، جایگاه هنرمند دگرگون شد. او دیگر صنعتگری نبود که طبیعت را تقلید کند یا سفارش درباری را بهجا آورد؛ بلکه تبدیل شد به خالق جهانی تازه.
در فلسفهی ایمانوئل کانت، در نقد قوهی حکم، ایدهی «نابغه» (Genie) مطرح شد: نابغه کسی است که طبیعت از طریق او سخن میگوید و از درون او قانون میتراود. این اندیشه در میان رمانتیکهای آلمانی ــ از فریدریش شیلر تا برادران شلگل ــ گسترش یافت.
شیلر در نامههایش دربارهی آموزش زیباشناسی انسان نوشت که «آزادیِ هنرمند در هماهنگی میان عقل و غریزه معنا مییابد»؛ او تنها کسی است که میتواند از تضاد میان ضرورت و اختیار، زیبایی بیافریند.
در نتیجه، هنرمند دیگر تابع نظم نیست، بلکه سرچشمهی نظم تازهای است.
پیامبر راز و شعر
در نگاه نوالیس و شلایرماخر، هنر راهی برای رسیدن به «امر مطلق» است؛ تجربهای عرفانی که از مسیر زبان، رنگ یا موسیقی عبور میکند. نوالیس میگفت:
«جهان را باید رمانتیک کنیم، تا به او معنای بینهایت بدهیم.»
این جمله چکیدهی فلسفهی رمانتیسم است: هر چیز عادی را میتوان به راز بدل کرد، اگر نگاه شاعرانه داشته باشیم.
در این میان، هنرمند پیامبرِ راز است. او میان جهان محسوس و جهان روحانی واسطه است.
زندگیاش چون شعر، پر از اشارات و ابهام است؛ همانگونه که شعر نه به معنای آشکار، بلکه به الهام تکیه دارد.
هنرمند به همین دلیل هرگز بهطور کامل «در جهان» نیست: او همواره در مرز میان واقعیت و خیال زندگی میکند، در جایی که امر روزمره و امر قدسی با هم تلاقی دارند.
فردیت، شور و انزوا
رمانتیکهای آلمانی بیش از هر چیز به فردیت هنرمند ایمان داشتند. از نظر آنان، هر انسان یگانه است و هنرمند یگانگی خود را به مرتبهی آفرینش میرساند.
این فردیت با شور، احساس و گاه رنج همراه است. هنرمند با جامعه در تعارض قرار میگیرد، زیرا حقیقتی را میبیند که دیگران از دیدنش ناتواناند.
شور در رمانتیسم جایگزین عقل میشود: شور بهعنوان نیروی حیاتی، همان آتش درونی که از تضاد و رنج، معنا میسازد.
به همین دلیل، تصویر هنرمند رمانتیک همواره با انزوا، شوریدگی و حساسیت افراطی همراه است؛ از فریدریش نیتشه تا هولدرلین، همه در این مسیر زیستند ــ گویی میان دیوانگی و الهام، مرزی وجود ندارد.
در چنین جهانبینیای، زندگیِ شخصی هنرمند خود میدان آزمایش روح است. او با خود، با زمانه و با خدایان درگیر میشود. از این درگیری است که اثر زاده میشود.
زیبایی بهمثابه تجلی روح زمانه
هگل، که در تداوم رمانتیسم میاندیشید، هنر را یکی از اشکال تجلی روح مطلق دانست. او مینویسد:
«در هنر، روح زمانه خود را در هیئتی محسوس مینمایاند.»
بنابراین هنرمند نه تنها فردی شوریده، بلکه آینهی تاریخ و وجدان جمعی عصر خویش است.
او از خلال اثرش چیزی از زمانه را آشکار میکند که جامعه هنوز قادر به دیدنش نیست. اثر هنری در این معنا، پیشدرآمد نوعی آگاهی تاریخی است.
پس حتی آن هنرمندی که در تنهایی میزید، در اعماق زمان سخن میگوید؛ زندگیاش سندی از تجربهی روح در تاریخ است.
زندگی بهمثابه اثر
در نهایت، رمانتیسم مرز میان اثر و زندگی را از میان برداشت. هنرمند نهتنها نقاشی یا شعر میآفریند، بلکه خود را به مثابه اثر میسازد.
او با تصمیمات، شکستها، عشقها و رنجهایش، پیکرهی روحیِ خویش را شکل میدهد. همانگونه که پیکاسو گفت:
«من اثر را نمیجویم؛ خودم اثرم.»
در این معنا، زندگی هنرمند همان فرآیند هنری است: آفرینشِ مداومِ خویشتن.
زیستن برای او عملی شاعرانه است، چون میان رنج و معنا تعادلی از جنس زیبایی میآفریند.
چنین زیستی نه برای نمایش، بلکه برای تحقق درونی است؛ نوعی شهادت وجودی در برابر پوچی جهان.
نتیجه
رمانتیکهای آلمانی با دگرگون کردن فهم ما از هنر، مقام هنرمند را از صنعتگر به فیلسوف، و از فیلسوف به پیامبر ارتقا دادند.
او حاملِ راز، مفسرِ زمانه، و آفرینندهی خویش است. اثرش نه فقط در بوم و شعر، بلکه در شیوهی زیستن اوست.
از همینرو، میتوان گفت:
زندگی هنرمند خود یک اثر هنری است؛
سفری از واقعیت به خیال،
از رنج به زیبایی،
از انسان به مطلق.
در این نگاه، هنر دیگر حرفهای نیست که «انجام داده شود»؛ بلکه شیوهای از بودن است ــ نوعی زیستن در شعر.
*حورا خاکدامن/کیوریتور و منتقد هنری


