سیمای تهران در آینهی نخستین نگاهها ; نمایشگاه عکسهای تاریخی تهران در موزه عکسخانه
هنر اکونومیکس:نمایشگاه عکسهای تاریخی تهران با عنوان «سیمای تهران» در موزه عکسخانه روز دوشنبه، چهاردهم مهرماه ۱۴۰۴، در موزه عکسخانه شهر گشایش یافت و تا 15 آبانماه ادامه دارد ؛
به گزارش صفحه خبری اقتصاد هنر توفیق اقتصادی ،سیمای تهران جایی ست که زمان در سکوت بر دیوارها نقش بسته و تهرانِ سده سیزدهم هجری قمری از پس شیشهها نفس میکشد.
در این نمایشگاه، شصت تصویر ارزشمند از تهران قرن نوزدهم میلادی به نمایش درآمده است؛ آثار عکاسانی چون لوئیجی پشه، لوئیجی مونتابونه، آقارضا عکاسباشی، عبدالله میرزا قاجار و دیگر پیشگامان این هنر نوپا.
در کنار آنها، دو نقشه نادر از تهران در سالهای ۱۲۶۹ و ۱۲۷۵ هجری قمری برای نخستین بار پیش چشم علاقهمندان قرار گرفتهاند؛ نقشههایی که خطوطشان، رگهای نخستین در پیکر شهری جوان را به یاد میآورند.

در گوشهای از موزه، صحنهای از نخستین عکاسخانههای تهران بازآفرینی شده است:
صندلی چوبی کهنهای در برابر پردهای سیاهوسفید از باغی خاموش قرار گرفته، و در کنارش نرده و گلدانی قدیمی که اپیزودی از صحنهآراییِ عکاسخانههای اروپاییاند؛ یادگارِ سفرهای ناصرالدینشاه به فرنگ، آنگاه که دوربین عکاسی را چون سوغاتیِ تازه به ایران آورد.
در کنار این دکور، دوربین چوبی پایهدار با عدسی برنجیاش ایستاده است؛ همان که نخستین قابهای ایرانی را ثبت کرد.
پروژکتورهای کاسهای بزرگ و چمدان چرمیِ بسته در کنار آن، سکوت صحنه را کامل میکنند؛ فضایی که نه بازسازی، که احضار خاطرهایست از نخستین مواجههی ایرانیان با نور و تصویر.

چند قدم آنسوتر، در بخش دیگری از موزه، نگاتیوهای شیشهای رنگورورفته در قابهایی چوبی به دیوار آویختهاند.
چهرهها ی محو و نیمهپیدا، از دل شیشه بیرون میزنند؛ تصاویری که در میان ظهور و خاموشی معلق ماندهاند.
بوی چوب و مواد ظهور در هوا پیچیده و سکوت، سنگینتر از زمان است؛ گویی موزه هنوز صدای عکاسباشیان را در خود دارد.

در میان عگس هایی که بر دیوارها نقش بستهاند، انتوان سوریوگن جایگاه ویژهای دارد — بنیانگذار عکاسخانهی “آنتوان خان” در سال ۱۲۶۲ هجری قمری و یکی از مهمترین مستندنویسان تصویریِ زندگی ایرانیان در روزگار قاجار.
سرنوشت عکاسخانه اش پایان خوشی نداشت .او که با مشروطهخواهان در ارتباط بود و به ناچار به سفارت انگلیس پناه برد، اما در سال ۱۲۸۷ هجری قمری، وابستگان محمدعلی شاه، عکاسخانه او را با بمب منفجر کردند و ۵ هزار نگاتیو شیشهایاش نابود شد.
در کنار تصویرش کاشیهای سردر عکاسخانهاش دیده میشود، که بر آن نوشتهاند:
“عکاسخانهی آنتوان خان – ۱۲۶۲”؛ نامی که هنوز از میان کاشیها برمیخیزد و در هوا میپیچد.
در برابر او، امضای چهرهی آشنا و بومیترِ یعنی آقارضا عکاسباشی زیر برخی از تصاویر قاب گرفته بر دیوار خودنمایی می کند ؛ مردی که نخستین نهاد رسمی عکاسی در ایران را بنیان نهاد و امضایش بر عکسهای قابگرفته کاخ گلستان، به یادگار مانده.
محبوبیتش در دربار چنان بود که اقبالالسلطنه خوانده میشد، اما پشت این لقب درخشان، روایتی تلخ نهفته است:
علاقهی پنهان فخرالدوله، دختر ناصرالدینشاه، به آقارضا، سرانجام باعث مرگ مشکوکش با قهوه قجری دریکی از باغ های آجودانیه شد .
شاید از همینروست که در هر عکسی از او، نوری غریب از لابهلای سایهها میگذرد؛ نوری که میان عشق، قدرت و مرگ در نوسان است.

در این نمایشگاه، تهران نهتنها در قابهای تاریخیاش، که در انعکاس نگاه عکاسانش معنا مییابد؛
شهری که در روزگار قاجار هنوز در حال تعریف خویش بود، و در هر فریم، میان شرق و غرب، سنت و مدرنیته، در جستوجوی چهرهی خود ایستاده است.
“سیمای تهران” بیش از یک مجموعهی تصویری، روایتِ حافظهی جمعیِ شهریست که خود را نخستینبار در آینه دید.
و اگر اندکی سکوت کنی، شاید صدای نخستین «کلیک» تاریخ را بشنوی — تولد نور در تهران.
حورا خاکدامن/کیوریتور و منتقد هنری


