نیمکتهای خالی؛ آیندهای مبهم
بازماندگان آینده
با استناد به آمار دولتیحدود۱۶میلیونو۵۰۰هزاردانشآموز در کشور وجود دارد. برای بررسی دقیق تعداد دانشآموزانی که ترکتحصیل کردند با تعدد آمار مواجه هستیم. طبق دادههای منتشرشده در این زمینه تا اردیبهشتماه گذشته تعداد ۱۵۲هزارو۲۸۷ دانشآموز ترکتحصیلی در کشور وجود دارد که در گروه سنی ۶تا۱۱سال قرار دارند. از این تعداد حدودا ۱۳۰هزار نفر از آنها سابقه ثبتنام در مدارس را نداشتند. از سوی دیگر بنابر اعلام یکی از گزارشها تعدادکل دانشآموزانی که تحصیل خود را نیمهکاره رها کردند در مجموع مقاطع مختلف تحصیلی حدودا ۹۱۹هزارو۸۵۵نفر است. اگر بخواهیم آنها را تفکیک کنیم باید گفت ۱۵۱هزارو۵۸۹نفر در مقطع ابتدایی، ۱۸۰هزارو۳۰۹نفر در دوره متوسطهاول و ۵۸۷هزارو۹۵۷نفر نیز در متوسطه دوم تحصیل خود را به اتمام نرساندند. علاوه بر سخنگوی آموزشوپرورش بسیاری از کارشناسان دلایل گوناگونی را در این زمینه مطرح کردند که در شکلگیری این پدیده بینصیب نیستند.
دختران در خانه بخت، پسران در بازار کار
اگر بخواهیم دلایل اصلی ترکتحصیل را عنوان کنیم مجموع یکسری از عوامل باعث شده که نیمکتنشینان نسبت به تحصیل و ادامه آن دچار تردید و آن را رها کنند:
فشار معیشت و اقتصاد: شاید بتوان چالشهای اقتصادی را علل اصلی همه مشکلات جامعه دانست. در واقع این امر سبب میشود که بسیاری از آسیبهای اجتماعی در جامعه شکل گیرد. بنابراین باید گفت که یکی از چالشهای پیشروی دانشآموزان، خانوادهها و نظام آموزشی مساله معیشت و اقتصاد است. در حال حاضر بسیاری از خانوادهها بهخاطر این موضوع توانایی پرداخت هزینههای تحصیل فرزندان خود را ندارند. در شرایطی که میانگین هزینههای جانبی و جاری دانشآموزان در برخی از مناطق به ماهانه ۱۰تا۱۵میلیون تومان رسیده و در برخی از مناطق محروم این مبلغ به یک تا ۳میلیون تومان میرسد، بعضی از خانوادهها توانایی پرداخت چنین مبالغی ندارند. این اتفاق باعث شده که دانشآموزان نیز نسبت به تحصیل و ادامه آن دچار تردید شده و آن را نیمهکاره رها کنند.
باورها و اعتقادات: متاسفانه در برخی موارد مشاهده شده که تعدادی از خانوادهها بنابر یکسری از باورها و ارزشهای دیرینه خود نسبت به تحصیل(مخصوصا تحصیل دختران) به این امر اعتقادی نداشته و آن را به نوعی سنتشکنی تلقی میکنند. آنها معتقدند که اگر دختر به مدرسه رود حیثیت و قبح خانوادگیشان به خطر میافتد. از سوی دیگر در مساله تحصیل پسران نیز اتفاق مشابهی وجود دارد. برای مثال یکسری از افراد بر این باورند که فرزند ذکور خانواده باید فقط به «کشاورزی و یا مشاغل پیشینیان خود» پرداخته و تحصیل باعث میشود سنت یک خانواده خدشهدار شود.
ورود زودهنگام به بازار کار: متاسفانه یکی دیگر از دلایلی که باعث شده نیمکتنشینان مدرسه را رها کنند بحث کار و اشتغال است. در یکی از گزارشهای غیررسمی آمده که تعداد کودکانکار در کشور بین یکمیلیونو۶۰۰هزار تا ۲میلیون نفر است. از سوی دیگر مطابق گزارشی که سازمان بهزیستی در سال ۱۴۰۲ منتشر شد حدودا ۱۲۰هزارکودککار در کشور وجود داشته که در بررسیها مشخص شد حدودا ۷۲درصد از آنان کمسواد و یا بیسواد هستند. این مساله سبب شده که بسیاری از کودکان و نوجوانان این کشور بهجای حضور در پشت نیمکتها پشت چراغقرمز بایستند.
طلاق، اعتیاد و مشکلات خانوادگی: جامعه امروز کشور با پدیدههایی مانند طلاق و اعتیاد روبهرو بوده که میتواند تاثیر بسزایی در تحصیل افراد بگذارد. همین امر موجب شده که بسیاری از کودکان و نوجوانان بهخاطر مشکلات خانوادگی از تحصیل دور و منزوی شوند. کارشناسان هشدار دادند که در مطالعات انجامشده مشخص شد کودکانی که دارای خانواده درگیر اعتیاد هستند از تحصیل صرف نظر میکنند. از سوی دیگر کودکان طلاق نیز بهخاطر ضربههای عاطفی نسبت به تحصیل دلسرد میشوند. علاوه بر موارد ذکر شده یکسری علل آموزشی نیز در این میان وجود داشته که به ترکتحصیل دانشآموزان کمک کرده است.
فشار تحصیلی: نظام آموزشی در کشور با ضعفهای بسیاری از تولید انبوه کتابهای درسی گرفته تا ضعف در تدریس دروس روبهرو است. این خلأها باعث ایجاد فشار بر دانشآموزان شده است. متاسفانه این مساله سبب شده که بسیاری از محصلان بهخاطر تمرکز سیاستگذاریهای غلط آموزشوپرورش بهجای یادگیری به حفظ کردن دروس غیرکاربردی روی آورند. این امر سبب شده که دانشآموزان با فشار تحصیلی و ترس از نمره تحصیل خود را به سرانجام نرسانند. کارشناسان معتقدند که فشار تحصیلی علاوه بر ضعف جسمانی در روحیه و انگیزه کودکان و نوجوانان تاثیر بسزایی میگذارد. آنها با نقد سیاستهای فعلی آموزشوپرورش هشدار دادند که مسوولان نظام آموزشی با این عمل خود آموزش و دانشآموزان را به خطر انداختند.
نبود امکانات در مدارس: در برخی نقاط کشور متاسفانه مدارسی وجود نداشته که در آنها آیندهسازی صورت گیرد. برای مثال مدارس کپرنشینی و کانکسی این شرایط را بهوجود آورده که دانشآموزان از تحصیل باکیفیت بازمانده و در برخی از موارد ترکتحصیل کنند. این مساله سبب شده که بسیاری از دانشآموزان از نعمت حضور مدارس محروم بمانند. این موضوع در شهرهای بزرگ نیز وجود دارد. در برخی از مدارس بهخاطر وجود امکانات فرسوده و یا عدم وجود امکانات خانوادهها از تحصیل فرزندان خود جلوگیری میکنند.
آینده پر ابهام: در یکی از افکارسنجیهای انجامشده مشخص شد که حدودا ۴۲درصد از دانشآموزان نسبت به تحصیل در کشور امیدی نداشته و ناچارا درحال تحصیل هستند. در صحبتهای آنان مشخص شد که مشکلات اقتصادی، تورم، عدم استفاده از افراد متخصص در پستها و مقامها باعث شده که آنها از یادگیری و یا ادامه تحصیل دلسرد شوند. این افراد با مشاهده مهاجرت بسیاری از نخبگان اعتقاد دارند که آیندهای در این کشور وجود ندارد.


