اقتصاد کلان

ناترازی پنهان بانک‌ها؛ بمب ساعتی اقتصاد ایران؟

توفیق اقتصادی:ناترازی ترازنامه بانک‌های ایران چگونه منجر به خلق نقدینگی ناسالم، کاهش اعتماد عمومی و تهدید سلامت اقتصاد کشور می‌شود؟ در این گزارش، ابعاد بحران پنهان در ساختار مالی بانک‌ها را بررسی می‌کنیم.

به گزارش پایگاه خبری توفیق اقتصادی، ناترازی نظام بانکی ایران یکی از چالش‌های اساسی در اقتصاد کلان است که با وجود ظاهر متعادل در ترازنامه بانک‌ها، به‌طور پنهان سیستم مالی را دچار بی‌ثباتی می‌کند.
در این گزارش، با نگاهی دقیق به ساختار دارایی‌ها و بدهی‌های بانک‌ها، به تحلیل ریشه‌های بحران و تأثیرات آن بر خلق نقدینگی می‌پردازیم.

ناترازی ترازنامه بانک‌ها؛ تعادل ظاهری، بحران واقعی

این دارایی‌ها عملاً فاقد ارزش اقتصادی‌اند و باعث می‌شوند بانک‌ها سود غیرواقعی شناسایی کنند و با خلق پول بی‌پشتوانه، نقدینگی ناسالم به اقتصاد تزریق نمایند.
خلق نقدینگی چگونه از ترازنامه بانک‌ها آغاز می‌شود؟

فرآیند خلق پول در نظام بانکی مدرن، از طریق اعطای وام و ثبت حسابداری آن آغاز می‌شود.

اما در شرایطی که این وام‌ها به طرح‌های غیرمولد یا ریسک‌پذیر اختصاص یابد، بازپرداخت آن‌ها با چالش مواجه می‌شود و بانک برای تأمین سود سپرده‌گذاران، مجبور به ادامه خلق پول بدون پشتوانه می‌شود؛ مسئله‌ای که پایه‌گذار نقدینگی ناسالم در اقتصاد است.

رفتار ترازنامه و تمایز میان نقدینگی سالم و ناسالم

کیفیت دارایی‌های ثبت‌شده در ترازنامه بانک‌ها، تعیین‌کننده نوع نقدینگی خلق‌شده است.

دارایی‌های مولد و نقدپذیر می‌توانند منجر به خلق پول سالم و تقویت تولید شوند، اما دارایی‌های موهوم و راکد فقط بر حجم نقدینگی می‌افزایند بدون آنکه ارزش اقتصادی تولید کنند. تداوم این روند باعث شکل‌گیری چرخه‌ای از رکود، نکول تسهیلات و بی‌ثباتی مالی می‌شود.

راهکارهای اصلاح نظام بانکی برای بازگرداندن ثبات مالی

بازسازی ترازنامه بانک‌ها از طریق حذف دارایی‌های موهوم، واقعی‌سازی شود، و ارتقای شفافیت مالی، نخستین گام برای احیای نظام بانکی است.

همچنین، بازتعریف نظارت بانکی و بازنگری در سیاست‌های پولی باید در اولویت قرار گیرد تا مسیر خلق نقدینگی، به رشد پایدار اقتصادی منجر شود نه به بحران.
ناترازی ترازنامه بانک‌ها تنها یک مسئله حسابداری نیست، بلکه معضلی عمیق در قلب نظام مالی کشور است که بر خلق نقدینگی، نرخ تورم، و اعتماد عمومی تأثیر می‌گذارد.

اصلاح این وضعیت نه‌تنها برای ثبات اقتصاد، بلکه برای موفقیت هرگونه سیاست پولی ضروری است.

نوشته های مرتبط