صنعت بازرگانی زوم

شوک نفتی از تنگه هرمز آغاز می‌شود هشدار اقتصاددانان: جنگ ایران و آمریکا می‌تواند اقتصاد جهان را وارد رکود تورمی کند

توفیق اقتصادی:سناریوی درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا، صرفاً یک بحران نظامی نیست؛ بلکه می‌تواند به یکی از بزرگ‌ترین شوک‌های اقتصادی دهه‌های اخیر تبدیل شود. در این سناریو، مسئله اصلی نه میدان نبرد، بلکه «بازار انرژی» و «قیمت نفت» است؛ متغیری که توانایی دارد اقتصاد جهانی را در عرض چند هفته وارد فاز رکود تورمی کند.

به گزارش پایگاه خبری توفیق اقتصادی،تحلیلگران اقتصادی معتقدند اگر تنش‌های سیاسی به یک جنگ گسترده تبدیل شود و ایران آن را تهدیدی علیه بقا تلقی کند، احتمال استفاده از اهرم‌های پرهزینه‌تر افزایش می‌یابد. مهم‌ترین و حساس‌ترین اهرم نیز تنگه هرمز است؛ گلوگاهی که شریان اصلی انتقال نفت و گاز جهان به شمار می‌رود.

بیش از یک‌پنجم تجارت جهانی نفت از تنگه هرمز عبور می‌کند. هرگونه اختلال در این مسیر، حتی برای چند روز، می‌تواند عرضه مؤثر انرژی را کاهش داده و هزینه حمل‌ونقل و بیمه نفتکش‌ها را به‌شدت افزایش دهد.

بازار انرژی معمولاً پیش از وقوع درگیری نظامی واکنش نشان می‌دهد. بنابراین حتی «احتمال خطر» هم برای جهش قیمت‌ها کافی است، چه برسد به بسته شدن یا ناامن شدن این مسیر.

برآوردها نشان می‌دهد در سناریوی تشدید تنش، نفت می‌تواند به محدوده ۹۰ تا ۱۳۰ دلار در هر بشکه صعود کند؛ سطحی که عملاً به‌عنوان یک شوک تورمی جهانی عمل خواهد کرد.

چرا شوک نفتی برای آمریکا خطرناک است؟

افزایش قیمت نفت تنها به معنای بنزین گران‌تر نیست. این شوک زنجیره‌ای از اثرات اقتصادی ایجاد می‌کند.

افزایش هزینه سوخت و انرژی
افزایش هزینه حمل‌ونقل کالا
رشد قیمت مواد غذایی و خدمات
افزایش هزینه تولید صنایع
کاهش مصرف خانوار

نتیجه این چرخه، افت قدرت خرید و کاهش تقاضای کل است.

یک نسبت تجربی که اقتصاددانان به آن اشاره می‌کنند نشان می‌دهد هر ۱۰ دلار افزایش قیمت نفت می‌تواند حدود ۰.۴ واحد درصد تورم آمریکا را بالا ببرد و تقریباً به همان میزان از رشد تولید ناخالص داخلی بکاهد. اگر نفت ۴۰ تا ۶۰ دلار جهش کند، اقتصاد آمریکا با کاهش ۱.۶ تا ۲.۴ درصدی رشد و افزایش مشابه تورم روبه‌رو می‌شود؛ وضعیتی که تعریف کلاسیک «رکود تورمی» است.

فشار مستقیم بر خانوارها

در چنین شرایطی، خانوارهای آمریکایی اولین قربانی خواهند بود. افزایش هزینه بنزین، گرمایش، برق و کالاهای اساسی، بودجه خانوار را به‌شدت تحت فشار قرار می‌دهد.

برخی برآوردها نشان می‌دهد جهش انرژی می‌تواند بین ۱۰ تا ۲۰ درصد از قدرت خرید واقعی خانوارها را کاهش دهد. این افت مصرف، به رکود عمیق‌تر اقتصادی منجر می‌شود و چرخه منفی «کاهش تقاضا → افت تولید → بیکاری» را تقویت می‌کند.

بازارهای مالی؛ دومین موج بحران

تجربه شوک‌های ژئوپلیتیکی نشان می‌دهد بورس‌ها معمولاً نخستین واکنش منفی را ثبت می‌کنند. سرمایه‌گذاران از دارایی‌های ریسکی خارج می‌شوند و به سمت دارایی‌های امن مانند طلا، دلار یا اوراق خزانه حرکت می‌کنند.

پیامدهای احتمالی عبارت‌اند از

سقوط شاخص‌های سهام
افزایش بازدهی اوراق قرضه
افزایش هزینه استقراض دولت و شرکت‌ها
کاهش سرمایه‌گذاری و کندی رشد اقتصادی

افزایش بازدهی اوراق به معنای گران‌تر شدن تأمین مالی است؛ مسئله‌ای که برای اقتصادی با بدهی سنگین دولتی، فشار بودجه‌ای قابل‌توجهی ایجاد می‌کند.

فدرال رزرو در دوراهی سیاستی

یکی از پیچیده‌ترین پیامدهای جنگ، محدود شدن دست سیاست‌گذار پولی است. فدرال رزرو در شرایط رکود تورمی با یک دوگانگی جدی مواجه می‌شود.

افزایش نرخ بهره تورم را مهار می‌کند اما رکود را عمیق‌تر می‌کند
کاهش نرخ بهره رشد را تقویت می‌کند اما تورم را تشدید می‌کند

در چنین تله‌ای، تقریباً هیچ تصمیمی بدون هزینه نیست و نااطمینانی بازارها تشدید می‌شود.

چرا «مدت جنگ» مهم‌تر از خود جنگ است؟

تحلیلگران تأکید می‌کنند اثر اقتصادی یک درگیری کوتاه‌مدت با یک جنگ فرسایشی کاملاً متفاوت است. حتی اگر مسیر کشتیرانی به‌سرعت باز شود، اختلال موقت هم برای جهش قیمت‌ها کافی است. اما اگر بحران طولانی شود، شوک انرژی تثبیت می‌شود و پیامدهای اقتصادی عمیق‌تر خواهد شد.

در سناریوهای طولانی‌مدت، بازارها با تورم مزمن، رشد پایین و بی‌ثباتی سرمایه‌گذاری روبه‌رو می‌شوند؛ شرایطی که مدیریت آن بسیار دشوارتر از یک شوک کوتاه‌مدت است.

جمع‌بندی

پیوند جنگ و اقتصاد در این سناریو کاملاً مستقیم است.
اختلال در تنگه هرمز برابر است با جهش نفت
جهش نفت برابر است با تورم بالا
تورم بالا برابر است با کاهش رشد
و نتیجه نهایی می‌تواند رکود تورمی جهانی باشد

به همین دلیل، ریسک جنگ ایران و آمریکا تنها یک مسئله امنیتی نیست؛ بلکه تهدیدی جدی برای ثبات اقتصاد جهانی و معیشت میلیون‌ها نفر محسوب می‌شود. عامل تعیین‌کننده نیز طول بحران است؛ هرچه جنگ طولانی‌تر شود، هزینه اقتصادی آن سنگین‌تر خواهد بود.

نوشته های مرتبط