زنان الهام بخش در زندگی هنری پیکاسو ؛ روایت سبکها از زندگی شخصی و عاشقانه یک هنرمند
هنراکونومیکس:پابلو پیکاسو، هنرمندی که قرن بیستم را با قلم و رنگ خود بازتعریف کرد، نه فقط از آتلیه و کتابهایش، بلکه از روابط عاشقانهاش تغذیه شد. هر معشوقهاش دریچهای تازه به جهان او گشود و هر جدایی زخمی بود که به زبان رنگ و فرم بدل شد.
به گزارش صفحه خبری اقتصاد هنر توفیق اقتصادی ،تاریخ هنر قرن بیستم را میتوان در آینهی همین روابط عاطفی و سبکهای متنوعی که از دل آنها زاده شدند، بازخوانی کرد.
فرناند اولیویه؛ جرقهی کوبیسم و جدایی تلخ (1904–1912)
فرناند نخستین همراه جدی پیکاسو در پاریس بود. رابطهی آنها همزمان با شکلگیری کوبیسم پیش رفت. در این دوره، پیکاسو ۲۳ تا ۳۱ سال داشت و فرمهای شکسته و چندوجهی در آثارش پدیدار شد. دوشیزگان آوینیون (1907) نه تنها یکی از شاخصترین آثار تاریخ هنر مدرن، که سندی از این دوران پرهیجان است.
اما پایان این عشق، طعم خیانت داشت: پیکاسو با اِوا گوئل، از دوستان نزدیک فرناند، رابطهای پنهانی آغاز کرد و همین باعث جدایی آنها شد. فرناند بعدها در خاطراتش تصویری صریح و گاه تلخ از زندگی با پیکاسو بهجای گذاشت؛ روایتی که نشان میدهد از همان ابتدا، زندگی شخصی و هنری او در هم تنیده بود.
اولگا خوخلوفا؛ بازگشت به کلاسیک در قفس ازدواج (1917–1935)
آشنایی با بالرین روسی، اولگا خوخلوفا، و ازدواجشان در ۱۹۱۸ پیکاسو را وارد فضایی تازه کرد. او در ۳۶ سالگی نخستین تجربهی رسمی زندگی خانوادگی را آزمود. پرترههای اولگا با آرامش، وضوح و شکوهی نئوکلاسیک همراهاند. اما در پسِ این ظاهر منظم، تنشهای عمیق خانوادگی میجوشید.
اولگا از جامعهی اشرافی میآمد و خواهان ثبات و نظم بود، اما پیکاسو روحی سرکش داشت. تفاوتهای بنیادین و خیانتهای پیکاسو رابطهشان را فرسود. حاصل این ازدواج پسری به نام پائولو بود، اما جدایی عاطفی تا پایان عمر اولگا ادامه یافت، هرچند از نظر قانونی همسر پیکاسو باقی ماند.
ماری-ترز والتر؛ روشنایی سرخوشی و عشق پنهانی (1927–1935)
ماری-ترز، دختر جوان و پرشور، در زندگی پیکاسو جرقهای تازه زد و رابطهی پنهانیشان در دورهای بود که هنوز اولگا همسر رسمی او بود. پیکاسو در این سالها حدود ۴۶ تا ۵۴ سال داشت و تابلوهایش به سرخوشترین و شهوانیترین شکل ممکن جان گرفتند. منحنیهای نرم، اندامهای اغراقشدهی زنانه و رنگهای درخشان، انعکاس مستقیم حضور ماری-ترز بودند.
شاهکار خواب (1932) سندی از این عشق است. حاصل این رابطه دختری به نام مایا بود؛ کودکی که نماد گسست نهایی میان او و همسرش شد.
دورا مار؛ آینهی تاریکی و جنگ (1936–1944)
دورا مار، عکاس و هنرمند سوررئالیست، با روحی تیزبین و شخصیتی پیچیده وارد زندگی پیکاسو شد. رابطهشان پرتنش، پر از دعوا و آشتیهای مکرر بود. در همین سالها (۵۵ تا ۶۳ سالگی پیکاسو)، اروپا در آتش جنگ داخلی اسپانیا و فاشیسم میسوخت.
پیکاسو با الهام از حضور دورا، چهرههای گریان و شکسته را آفرید: زن گریان (1937) تصویری از درد و شکنندگی زن است و گرنیکا پژواکی از وحشت جنگ. دورا، بهجای ماری-ترز روشن و سرخوش، سایهای تاریک بر آثار او انداخت؛ شاهدی هنری بر زخمهای درون و بیرون.
فرانسواز ژیلو؛ نفس تازه و امید رنگها (1944–1953)
پس از سالها روابط پرتنش، پیکاسو با فرانسواز ژیلو، نقاشی جوان و مستقل، آشنا شد. او در ۶۳ سالگی وارد رابطهای شد که بیش از یک دهه طول کشید. ژیلو به او دو فرزند داد: کلود و پالوما.
آثار این دوره پر از رنگهای شاد و کودکانهاند. تابلو شادی زندگی (1946) نشاندهندهی امیدی تازه است، انگار که عشق فرانسواز توانسته بود خستگی جنگ و سالهای پرتنش را از شانههای پیکاسو بتکاند. اما ژیلو برخلاف زنان قبلی، مستقل ماند و در نهایت خودش رابطه را ترک کرد؛ تصمیمی که بعدها در کتاب خاطراتش به یادگار گذاشت.
ژاکلین روک؛ واپسین سالها در حصار انزوا (1953–1973)
ژاکلین آخرین معشوقه و همسر رسمی پیکاسو بود. ازدواجشان در ۱۹۶۱، وقتی پیکاسو ۷۹ ساله بود، آغازگر دورهای آرام اما منزوی شد. ژاکلین وفادارانه کنارش ماند و پرترههایش بیش از هر زن دیگری بر بوم پیکاسو نشستند.
پرترهها دیگر پرشور نبودند؛ چهرههای کشیده، اندوهگین و تکرارشونده، بازتابی از پیری و انزوای هنرمند بودند. ژاکلین، آخرین شاهد زندگی پرآشوب پیکاسو، تا مرگ او در ۱۹۷۳ کنارش باقی ماند.
میراث خانوادگی و هنری پیکاسو
پیکاسو در طول زندگیاش تنها دو ازدواج رسمی داشت (با اولگا خوخلوفا و ژاکلین روک) اما چهار فرزند از روابط مختلف به دنیا آمدند: پائولو، مایا، کلود و پالوما. این چهار شاخه، میراث هنری و خانوادگی او را به نسلهای بعد رساندند. زندگی پیکاسو با زنانش پر از شور، عشق و تنش بود، اما پایان هر یک از این داستانها نه با تراژدی خشونتآمیز، که با خاموشی طبیعی و گذر زمان رقم خورد.
زنان الهامبخش پیکاسو
زندگی پیکاسو پر بود از زنان الهامبخش که هر یک در دورهای متفاوت، رنگ و فرم تازهای به آثار او بخشیدند. فرناند اولیویه، نخستین عشق جدی او، با جرقههای کوبیسم در آثار جوانیاش همراه شد و پایان تلخ رابطهشان با ورود اِوا گوئل، دوست فرناند، رقم خورد. اولگا خوخلوفا، همسر رسمیاش، بازگشت به نئوکلاسیسیسم و پرترههای آرام را برای پیکاسو به ارمغان آورد و مادر پائولو بود. ماری-ترز والتر، دختر جوان و پرشور، رنگ و شهوت زندگی را دوباره به بومهای او آورد و مادر مایا شد. دورا مار با روحیهی پیچیده و نگاه سوررئالیستی، چهرههای شکسته و فریادهای جنگ را در آثار او ثبت کرد. فرانسواز ژیلو، نقاش مستقل و شجاع، نه تنها مادر کلود و پالوما بود، بلکه فصل تازهای از رنگهای شاد و امید را در هنر پیکاسو رقم زد. و در نهایت، ژاکلین روک، وفادارترین همراه او تا پایان عمر، با پرترههای تکرارشونده و چهرههای اندوهگین، واپسین سالهای هنری پیکاسو را رقم زد. این زنان، هر یک به نحوی، نه فقط سوژههای آثار او، که همراهان خالق سبکهای گوناگون و تغییرپذیر او بودند.
عاشقانه ها و سبکهای پیکاسو
1.فرناند اولیویه – سال های رابطه: 1904–1912 ، سن پیکاسو : 23–31
آثار شاخص و الهام بخش:شور جوانی، جرقههای عاشقانه و کوبیسمLes Demoiselles d’Avignon – عشق جوانی که رنگ و فرم را بیدار کرد
2.اولگا خوخلوفا– سالهای رابطه:1917–1935 ، سن پیکاسو : 36–54
آثار شاخص و الهام بخش:آرامش رسمی، عشق در قفس ازدواج Portrait of Olga in an Armchair – زیبایی و وقار در خطوط کلاسیک
3.ماری-ترز والتر- سالهای رابطه:1927–1935 ، سن پیکاسو: 46–54
آثار شاخص و الهام بخش:شهوت زندگی، منحنیهای نرم و تابناکLe Rêve – رؤیایی از شور و سرخوشی پنهان
4.دورا مار– سالهای رابطه: 1936–1944 ، سن پیکاسو : 55–63
آثار شاخص و الهام بخش:سایهها و فریاد، تراژدی و تنشWeeping Woman, Guernica – عشق در آتش و درد جنگ
5.فرانسواز ژیلو– سالهای رابطه: 1944–1953 ، سن پیکاسو :63–72
آثار شاخص و الهام بخش:امید و شادی، نور تازه در زندگی La Joie de Vivre – رنگهای زندگی و خنده کودکانه
6.ژاکلین روک- سالهای رابطه: 1953–1973 ، سن پیکاسو:72–91
آثار شاخص و الهام بخش:واپسین عشق، سکوت و تکرار ، مجموعه پرترههای ژاکلین – عشق در سکوت و اندوه پیری
حورا خاکدامن/کیوریتور و منتقد هنری


