درآمد بالای بانک تجارت در گزارش مالی؛ سود واقعی یا بازی با اعداد؟
توفیق اقتصادی:در نخستین نگاه به گزارش عملکرد اسفند ماه ۱۴۰۳ بانک تجارت، عددها وسوسهبرانگیز هستند: بیش از ۶۲ هزار میلیارد تومان درآمد از محل تسهیلات و سرمایهگذاریها. اما وقتی دقیقتر شویم، تصویر متفاوتی شکل میگیرد؛ تصویری که بیشتر از آنکه نوید سوددهی بدهد، از تکرار یک دور باطل حکایت میکند: درآمد بالا، سود خالص پایین، و تراز عملیاتی شکننده.
درآمد عملیاتی رشد کرد، اما چرا همچنان سودی دیده نمیشود؟
به گزارش پایگاه خبری توفیق اقتصادی،بانک تجارت در اسفند ۶۲,۳۷۳ میلیارد ریال درآمد از تسهیلات اعطایی و سرمایهگذاریها کسب کرده؛ این عدد نسبت به بهمنماه رشد محسوسی دارد. با این حال، هزینه سود پرداختی به سپردهگذاران در همین ماه به ۵۵,۸۸۶ میلیارد ریال رسیده؛ یعنی بیش از ۸۹٪ از کل درآمد عملیاتی بانک صرف پرداخت سود شده است.
با چنین فشاری از سمت هزینههای تامین منابع، حاشیه سود خالص بانک عملاً به حداقل ممکن رسیده و حتی در مقاطعی منفی شده است. یعنی بانک تجارت تقریباً بهسختی میتواند از محل عملیات بانکیاش به سود پایدار برسد.
وقتی بیشتر درآمد بانک صرف پرداخت سود به سپردهگذاران میشود، اساساً نمیتوان از آن بهعنوان «درآمد مؤثر» یاد کرد. سود واقعی بانک زمانی معنادار است که بتواند از محل عملیات، فاصلهای میان درآمد و هزینه ایجاد کند. در غیر این صورت، اعداد بالا صرفاً یک سراب حسابداری هستند؛ عددهایی بزرگ که در نهایت چیزی برای سهامدار باقی نمیگذارند.
بازی با سرمایهگذاریها؛ منبعی ناپایدار
یکی از اهرمهایی که در گزارش اسفند دیده میشود، درآمد ناشی از سرمایهگذاریهای بورسی و اوراق بدهی است. این درآمدها، گرچه در ظاهر مثبتاند و به رشد عددی درآمد کمک میکنند، اما بهشدت وابسته به شرایط بازار سرمایه و نرخ بهرهاند. در واقع، این سودها بیشتر حالت موقتی دارند و قابل تکرار در هر ماه نیستند.
آیا بانک تجارت از زیان خارج شده؟
نه دقیقاً. بررسی ترازنامه نشان میدهد که علیرغم افزایش عددی درآمد، همچنان فشار سنگین بر بانک از سمت سودهای پرداختی و هزینههای سربار پابرجاست. بانک بهجای سودآوری از عملیات اصلی، بیشتر به درآمدهای غیرعملیاتی و فروش دارایی وابسته است. این روند، پیش از این هم در صورتهای مالی مشاهده شده و نشانی از اصلاح ساختاری ندارد.
در یک جمعبندی صریح، باید گفت عملکرد اسفند بانک تجارت نشانهای از بهبود بنیادین ندارد. درآمدها بالا هستند، اما نه پایدار، نه باکیفیت و نه مولد. هزینهها سنگیناند و سود خالص ناچیز یا حتی منفی. در چنین شرایطی، اگر اصلاح ساختار منابع و کاهش هزینههای مالی در دستور کار نباشد، ادامه این روند میتواند تکرار تجربه بانکهایی باشد که زیان انباشته و ورشکستگی را تجربه کردند.
سوال کلیدی برای سهامداران این است: آیا درآمد بالا بدون سود واقعی میتواند آیندهای مطمئن بسازد؟
نوشته:امیرعلی کاظمی خبرنگار اقتصادی


