حضوری پنهان در میان قابهای خاموش؛ روایت حضور زنان هنرمند نوگرا در موزه هنرهای معاصر تهران
هنر اکونومیکس:با ورود به سالن، نخستین چیزی که به چشم میآمد، سکوت بود؛ سکوتی پرهیبت، سنگین و در عین حال زنده. نور از بالا بر تابلوها میتابید و هر قاب، همچون دریچهای روشن در میان تاریکی، میدرخشید. احساسی شبیه به ورود به جمعی خاموش، جایی که همه در همهمهای پنهان با یکدیگر سخن میگویند، اما با حضور تازهوارد، ناگهان سکوت برقرار میشود و نگاهها یکجا به سوی او میچرخد.
به گزارش صفحه خبری اقتصاد هنر توفیق اقتصادی،تابلوها همان نگاهها بودند. هر اثر چون موجودی زنده در قاب نفس میکشید. رنگها، رد قلمها و لایههای بوم، حضوری پنهان را آشکار میکردند؛ حضوری از زنانی که با نوگرایی و جسارت خویش، ردّی از خویش در تاریخ هنر معاصر ایران بر جای گذاشتهاند. در میان این آثار، منیر فرمانفرماییان، بهجت صدر، ایران درودی، پروانه اعتمادی، فریده لاشایی و لیلی متین دفتری حضوری شاخص و بیبدیل داشتند؛ گویی این زنان هنرمند، گردهم آمدهاند تا با سکوت خود، دیالوگی بیصدا با تماشاگران برقرار کنند.
با نزدیک شدن به هر تابلو، نجواهایی شنیده میشد که تنها در دل حس میشدند. در برابر بعضی قابهای بزرگ، ابهت هنرمند بیصدا فضا را پر میکرد؛ فریادی خاموش که از دل رنگها سر برمیآورد و سکوت را پرهیاهو میساخت. لحظاتی بود که این حضور پنهان، چنان بر جان سنگینی میکرد که اشک بیاختیار جاری میشد.
این نمایشگاه چیزی فراتر از دیدن چند تابلو بود؛ تجربهای از همنشینی با زنانی که با رنگ و بوم، جسارت و نوآوری، راهی تازه در هنر ایران گشودهاند. حضوری پنهان که در قابهای خاموش جاری بود و سالن موزه را به مجمعی از صداهای بیصدا بدل میکرد.
در انتهای مسیر، پردهای عظیم از ایران درودی به نمایش درآمد. مستندی از زندگی و آثارش پخش میشد، اما فراتر از یک فیلم، حضوری زنده بود؛ حضوری که گویی بانوی نور بار دیگر در میان جمع خاموش زنان هنرمند نوگرا نشسته است، با همان نگاه آرام و نافذ، در سکوت نظارهگر.
این تجربه تنها روایت یک نمایشگاه نبود؛ روایتی بود از حضوری که پس از نبودن هم ادامه دارد، حضوری پنهان در میان قابهای خاموش.
حورا خاکدامن /کیوریتور و منتقد هنری


