کیوریتوری و نقد هنری اسلاید"هنر اکونومیکس"

اثر هنری به‌عنوان پناهگاهِ زمان

هنراکونومیکس:جهان امروز بر شتاب بنا شده است؛ شتابی که نه فقط در زیست روزمره، بلکه در ساختار اندیشه و ادراک ما نفوذ کرده. زمان دیگر جریان طبیعی نیست، بلکه تبدیل به واحدی قابل مصرف شده است. در چنین وضعیتی، اثر هنری به مثابه کنشِ ایستادن در برابر این جریان عمل می‌کند؛ مکانی است که در آن زمان از شکل خطی و اقتصادی خود خارج می‌شود و بدل به حضوری کیفی و زیسته می‌گردد.

به گزارش صفحه خبری اقتصاد هنر توفیق اقتصادی،نقاشی، از این منظر، نه بازنمایی جهان، بلکه بازسازی تجربه‌ی زیستن در زمان است. فرآیند نقاشی‌کردن، چه در مواجهه با بوم خالی و چه در انتخاب رنگ و ضربه‌قلم، در واقع نوعی بازتعریف رابطه‌ی انسان با لحظه است. در استودیو، هنرمند به زمان اجازه‌ی انبساط می‌دهد؛ ریتم تنفس خود را جایگزین ریتم بازار و الگوریتم می‌کند. این «درنگ» همان چیزی است که برگسون از آن به‌عنوان durée réelle یا «دوام درونی» یاد می‌کرد؛ تجربه‌ی زمان نه به‌عنوان توالیِ رویدادها، بلکه به‌عنوان کیفیتی زنده و امتداد‌یافته در آگاهی.

هر اثر هنری حامل این کیفیت است؛ نه فقط به‌دلیل موضوع یا محتوا، بلکه به‌دلیل ساختار مادی‌اش. بافت رنگ، ضربه‌ی قلم، لایه‌گذاری، و حتی سکوت میان عناصر تصویری، همه زمان را در خود ذخیره می‌کنند. در هر سطح رنگی، اثری از تصمیم، تأمل و مکث نهفته است. هنرمند در این فرآیند، نوعی مقاومت آرام در برابر فشار تولیدِ سریع و مصرفِ بی‌درنگ اعمال می‌کند. همان‌طور که بوریس گرویس اشاره می‌کند، هنر معاصر زمانی انتقادی می‌شود که از منطق سرعت سرمایه‌داری فاصله بگیرد و «زمان خود را بسازد».

از منظر تکنیکی، نقاشی بستر مناسبی برای این بازسازیِ زمان است. برخلاف رسانه‌های دیجیتال که تصویر را در لحظه خلق و نابود می‌کنند، نقاشی با فرایندی فیزیکی و پیوسته سر و کار دارد. هر لایه رنگ مستلزم خشک‌شدن، بازنگری و تصمیمی تازه است. این چرخه‌ی تأمل و عمل، همان سکونِ فعال است که در نقاشیِ دستی باقی می‌ماند. اثر نهایی در واقع حاصل گفت‌وگویی طولانی بین چشم، دست و ماده است—گفت‌وگویی که به‌صورت فشرده در سطح بوم ثبت می‌شود.

در قیاس با نقاشی دیجیتال، این وجه زمانی و مادی اهمیت بیشتری می‌یابد. در محیط دیجیتال، خطا، تردید و بازگشت حذف‌پذیرند؛ زمان در قالب “undo” بی‌اثر می‌شود و فرآیند خلق به جریان بی‌وقفه‌ای از اصلاحات بدل می‌گردد. اما در نقاشی دستی، هر حرکت غیرقابل بازگشت است؛ هر لایه بخشی از تاریخچه‌ی اثر را می‌سازد. این برگشت‌ناپذیری، کیفیتی انسانی و زمانی به اثر می‌دهد—چیزی که در تصویر دیجیتال، به‌دلیل نبود ماده، کمتر قابل ادراک است. به‌همین دلیل، نقاشی سنتی همچنان حامل تجربه‌ای از مقاومت در برابر فراموشی و سرعت است؛ تجربه‌ای که به مخاطب یادآور می‌شود هر اثر هنری نتیجه‌ی زیستن در زمان است، نه تولید در لحظه.

در سوی دیگر، نقاشی‌های نمایشگاهی یا مبتنی بر چیدمان (installation)، اگرچه اغلب با رسانه‌های معاصر پیوند دارند، اما خود نیز در پی بازآفرینی زمان‌اند—نه در لحظه‌ی خلق، بلکه در لحظه‌ی تجربه. تماشاگر در برابر چیدمان، ناگزیر در فضا و زمان حرکت می‌کند. این نوع آثار زمان را از بوم به بدن منتقل می‌کنند؛ مخاطب به‌جای نگاه کردن، در زمانِ اثر حرکت می‌کند. در نتیجه، اثر به محیطی تجربی بدل می‌شود که در آن زمان همچون ماده‌ای قابل حس جریان می‌یابد. بااین‌حال، نقاشیِ بوم‌محور مزیت خاصی دارد: زمان را نه از طریق فضا، بلکه از طریق ماده‌ی تصویری تثبیت می‌کند. زمان در آن منجمد نمی‌شود، بلکه به‌شکل تراکم‌یافته و قابل بازخوانی حضور دارد.

وقتی بیننده در برابر اثر می‌ایستد، این زمانِ فشرده دوباره آزاد می‌شود. نگاه، در حرکت میان بافت‌ها و سطوح، تجربه‌ی خلق را بازمی‌خواند. در این نقطه، اثر هنری به «پناهگاه زمان» بدل می‌شود: فضایی که در آن مخاطب می‌تواند از اقتصادِ سرعت فاصله بگیرد و در کیفیتِ نابِ مشاهده فرو رود. والتر بنیامین در مقاله‌ی مشهورش «اثر هنری در عصر بازتولید مکانیکی» به همین گسست اشاره می‌کند؛ آن‌جا که «هاله» یا aura اثر، نوعی فاصله‌ی زمانی و مکانی می‌آفریند که امکان تأمل را احیا می‌کند.

این پناهگاه اما صرفاً استعاری نیست؛ بُعد مادی دارد. ماده‌ی رنگ، بوم، نور، و حتی مقیاس تابلو، همه در شکل‌دادن به تجربه‌ی زمانی نقش دارند. نقاشی‌های بزرگ معمولاً مخاطب را وادار به توقف و تنفس می‌کنند؛ در مقابل، آثار کوچک‌تر نوعی صمیمیت و مکث درونی ایجاد می‌کنند. از این منظر، انتخاب ابعاد و تکنیک نه فقط تصمیمی زیباشناسانه، بلکه موضعی فلسفی است در برابر نحوه‌ی زیستنِ امروز.

در نهایت، نقاشی در زمانه‌ای که تصویر در لحظه تولید و فراموش می‌شود، نقشی دوگانه می‌یابد: هم یادآورِ حضورِ فیزیکی و ماندگارِ دست انسان است، و هم کنشی مراقبه‌ای برای بازگرداندن زمان به درون تجربه‌ی زیستن. اگر اقتصاد دیجیتال با سرعت تعریف می‌شود، هنر با درنگ معنا می‌یابد. اثر هنری پناهگاه نیست از جهان، بلکه پناهگاهِ جهان است؛ مکانی که در آن می‌توان هنوز به معنای دقیق کلمه «بودن» را تجربه کرد.

حورا خاکدامن/کیوریتور و منتقد هنری

منابع

Benjamin, Walter. The Work of Art in the Age of Mechanical Reproduction. 1936.

Bergson, Henri. Time and Free Will: An Essay on the Immediate Data of Consciousness. 1889.

Groys, Boris. In the Flow. Verso Books, 2016.

Han, Byung-Chul. The Burnout Society. Stanford University Press, 2015.

Valéry, Paul. Degas, Dance, Drawing. 1938.

Malpas, Jeff. Place and Experience: A Philosophical Topography. Cambridge University Press, 2018.

Shanken, Edward A. Art and Electronic Media. Phaidon Press, 2009.

نوشته های مرتبط